السيد الخميني
15
سر الصلوة (معراج السالكين وصلوة العارفين) (فارسى)
فصل چهارم در بيان حضور قلب و مراتب آن است اگر چه مناسب بود كه در اين مقام ، شرح اصطلاحات رايجهء قلب را نزد اطبا و حكما و عرفا و اهل شرع و لسان قرآن بدهم ، ولى چون فايدهء كثيرهاى بر آن مترتّب نبود و دامنهء سخن بسى طولانى مىشد ، صرف عنان قلم را از آن نمودن و به حضور قلب و مراتب آن مصروف داشتن را اولى دانستم . بر ارباب بصيرت و معرفت و مطّلع بر اسرارِ اخبار اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام پوشيده نيست كه روح عبادت و تمام و كمال آن به حضور قلب و اقبال آن است ، كه هيچ عبادتى بدون آن مقبول درگاه احديّت و مورد نظر لطف و رحمت نشود و از درجهء اعتبار ساقط است . و ما پس از اين ، در فصل آتى ، اخبار و احاديث راجعهء به اين مدّعى را به قدر مناسب ذكر مىكنيم . و چنانچه كمال و نقص و نورانيّت و كدورت هر موجودى ، به صورت نوعيّه و كمال اخير او است و ميزان در كمال و نقص و سعادت و شقاوت انسانْ كمال و نقص نفس ناطقه كه نفخهء الهيّه و روح مجرّدِ امرى اوست مىباشد ،